در حال بارگیری...
داستان سرایی در کسب و کار
۱۸ بهمن

داستان سرایی در طرح کسب و کار

[تعداد: 3    میانگین: 4/5]

 

داستان سرایی در کسب و کار، دلیلی قانع کننده برای جلب توافق است. برای همه ما پیش آمده که مصاحبه شغلی داشته باشیم، محصول/خدمتی را بخواهیم به مشتری ارائه کنیم و یا طرحی را به شخصی مثل سرمایه‌گذار یا هیات مدیره ارائه کنیم تا موافقت را جلب کنیم. یکی از ابزارهایی که ارائه شما را جذاب می‌کند، داستان سرایی در کسب و کار است. ما در سلسله آموزش‌های نوشتن طرح کسب و کار، الگوی نوشتن طرح کسب و کار را ارائه کردیم. حال در این نوشتار قصد داریم در مورد داستان‌سرایی کمی بیشتر صحبت کنیم. 

بررسی بیان یک مسئله و راهکار با استفاده از داستان‌سرایی

چگونه به کمک داستان سرایی در کسب و کار، کاری کنیم که سرمایه‌گذاران و مدیران به طرح کسب و کار ما توجه کنند؟

خیلی از متخصصان توصیه می کنند که برای معرفی برنامه کسب و کار خودتان، مشکلاتی که کسب و کارتان حل می کند و راه حل هایی که پیشنهاد می کند را در قالب داستان سرایی در کسب و کار پیش ببرید.

 

به اینکار “مشکل و راه حل” گفته می شود که بسیار متداول و مفید است؛ چرا داستان سرایی در کسب و کار مهم می‌شود؟ در حالی که هدر رفتن فرصت ها بسیار متداول است، مدیران با داستان سرایی در کسب و کار، طرح‌شان را جذاب‌تر ارائه می‌کنند و سرمایه‌گذاران را راحت‌تر جذب می‌کنند.

داستان سرایی در کسب و کار یک فرمول ساده دارد:

بیان “مشکل” به کمک داستان سرایی 

استارت آپی با تکنولوژی پیشرفته در جورجیاتِک به اسم “Lumenostics” یک سیستم کنترلی را راه‌اندازی کرد که به نجات یافتگان از سرطان کمک می‌کند که از شروع لیمفدما (مشکل تورم ناشی از تجمع مایعات در بافت‌ها) جلوگیری کنند.

در واقع می‌خواهیم بگوییم با اینکه اهمیت اعداد و ارقام بالاست ولی اعداد و ارقام به تنهایی نمی‌توانستند تا این حد تاثیر داشته باشند.

داستان ها قدرتمند هستند و داستان سرایی تاثیر گذار؛ داستان ها قدیمی‌ترین و بهترین راه برای برقراری ارتباط بین ایده‌ها، حقایق، باورها و حتی اعداد و ارقام هستند. این روزها مدیران برای شکل‌گیری ذهن پرسنل از داستان‌سرایی استفاده می‌کنند. به داستان‌های کلیدی که پایه و اساس مذاهب بزرگ بودند یا به داستان هایی که در پشت حکایات، ضرب المثل‌ها و اصطلاحات عامیانه وجود دارد فکر کنید؛ همه آنها قدرت برقراری ارتباط و ایجاد حس همدلی دارند. 

وقتی مشکل ما شرایط فاضلاب در کشورهای در حال توسعه است، داستان با تصویر کانال های فاضلاب بدبو شروع می شود. وقتی مشکل ما مرتبط با ارائه خدمات به خانواده‌هایی است که فرزندشان اوتیسم دارد، داستان با یک خانواده معمولی و معنایی که این مشکل برایشان دارد شروع می شود. مخاطب ارائه شما زمانی به ارائه شما اهمیت می‌دهد که معنایی در ذهنش تداعی شود. تداعی معنا به کمک همین داستان‌ها است. 

هر فروشی در کسب و کار به مشکلی مربوط است؛ در هر مورد، داستانی وجود دارد. پس داستان سرایی کنید.

به کل داستان فکر کنید! این آدم‌ها که هستند؟ چرا دارند دنبال چیزی می‌گردند؟ چه مشکلی را حل کردند؟ هر تراکنشی که صورت می گیرد، یک راه حل برای مشکل کسی است؛ این موضوع که چه مشکلی (نیاز، خواسته یا علت خرید) را حل می‌کنید را خوب درک کنید. احتمالا اگر سوالاتی مثل سوالات زیر را پاسخ دهید اسباب داستان سرایی در کسب و کار را به دست خواهید آورد:

این گفته معروف از متخصص بازاریابی، تئودور لویت را در نظر بگیرید. او درباره اینکه چرا مردم مته سوراخ کاری یک چهارم اینچی می خرند می گوید:

آنها مته یک چهارم اینچی نمی خواهند، آنها سوراخ هایی به اندازه یک چهارم اینچ می خواهند.

اینکه ایده خود را به شکل داستان دربیاورید، به معنی فراموش کردن اصل و هسته موضوع نیست(داستان سرایی در کسب و کار ابزار کمکی است). چیزهای دیگری که اضافه می کنید به اهداف کوتاه مدت و دقیق برنامه کسب و کارتان بستگی دارد. 

البته این شامل اعداد و ارقام نیز می شود. درباره داستان Lumenostics همزمان با اینکه اهمیت دادیم، می خواستیم بدانیم که چند نفر دیگر مانند “آن”  با این موضوع رو به رو شده اند. مشخص شد که سالانه نزدیک به ۹۰۰,۰۰۰ فرد نجات یافته از سرطان مبتلا به لیمفدما می شوند. درست است که حقایق اهمیت دارند ولی اول باید کاری کنیم که مردم اهمیت بدهند. تصویر زیر ارائه‌ای دیگر از Lumenostics است.

بیان “راه حل” به کمک داستان سرایی در کسب و کار

تشریح مشکل، نیمی از داستان سرایی است. نیمه دیگر داستان سرایی، راه حل است. فقط به این فکر نکنید که چگونه کسب و کار شما مشکل را حل می‌کند، بلکه به این نیز فکر کنید که چرا اینکار را می‌کند و چرا تیم شما به صورت منحصر به فردی شایسته حل این مسئله است. چگونه تفاوت متمایز شما منتهی به راه حل جدیدتان برای این مشکل می‌شود؟

درمورد داستان Lumenostics که صحبت شد، راه حل مشکل “آن” یک دستگاه قابل حمل و پوشیدنی است. او می‌تواند با پرداخت ۲۰۰ دلار برای خود دستگاه و ۱۰۰ دلار برای هزینه اشتراک، آن را تهیه کند.

در مسیر تعریف داستان، بعد از اطلاع از مشکل با فهمیدن راه حل کم‌هزینه و قابل دسترس خیالمان آسوده می‌شود. در ادامه  متوجه می‌شویم در تیم آنها یک مخترع حضور داشته و سایر مؤسسان پیش زمینه‌ای مرتبط با تکنولوژی و علم پزشکی داشته‌اند.

پس راه حل باید با مشکل مطابقت داشته باشد. همچنین باید نشان بدهد که یک شرکت چه چیز متفاوتی در مقایسه با دیگر رقبایش دارد.

نسیم نصری

برای توسعه و بهود فضای کسب و کار کشورمان می‌نویسم

دیدگاه (2)
علیرضا
۱۳۹۷-۰۶-۳۱

سلام
به نظرم پیام‌های تبلیغاتی بانک‌ها که ابتدا به تبلیغ فرهنگ پس انداز می‌پردازند سپس خود را معرفی می‌کنند جالب است. به خصوص که تاکید بر سال ها ارائه خدمت دارند(طی نسل های مختلف)

پاسخ
سارا ع
۱۳۹۷-۰۶-۳۱

سلام
برخي تبليغات با اشاره به داستان سعي ميكنند خودشونو قوي تر نشان دهند
به طور مثال همراه اول چند وقت پيش با تاكيد بر امنيت داستان لو رفتن اطلاعات مشتركين يكي از اپراتورهارو بازگو ميكرد( كه خيلي هم قشنگ نبود)

پاسخ

دیدگاه خود را بنویسید